عبد الرحمن جامى

127

أشعة اللمعات ( فارسى )

نقش خود برتراش و او را باش * تا شود جملهء جهان يك شىء « نظم : « 1 » در تنگناى صورت معنى چگونه گنجد » يعنى در تنگناى تقيّدات صورى و معنوى ، معنى مطلق كه فى حدّ ذاته از همه مبرّاست ، گنجايى ندارد ، لأنّ الصّورة معنويّة كانت أو صوريّة محدودة و الحقيقة بخلافها فكيف تسع الحقيقة . « در بنگه گدايان سلطان چه كار دارد ؟ » بنگه به تقديم الباء المضمومة على النون ، جايى را گويند كه رخت و بنه در وى نهند . « صورت‌پرست غافل ، معنى چه داند آخر » يعنى آن‌كس كه به مشاهدهء صور مقيّدات مقيّد است و از آن معنى مطلق كه به آن صور ظاهر شده غافل ، آن معنى مطلق را چه داند و از آن چه بهره تواند گرفت ؟ « گو با جمال جانان پنهان چه كار دارد ؟ » در جميع نسخ‌هايى كه ديده شده اين مصراع بر همين وجه است و همانا كه حرف كاف در اوّل آن از تحريف كاتبان است كه بنا بر توهّم آنكه مفعول چه داند واقع شده است ، الحاق كرده‌اند و اختلال به معنى بيت راه يافته است و بر تقدير اسقاط كاف ، معنى چنان مىشود كه ، او يعنى صورت‌پرست غافل ، با جمال جانان كه آن معنى مطلق است پنهان ، يعنى در مقام بطون و اطلاق و تجرد ، از صور مظاهر چه‌كار دارد و از آن چه بهره دارد و حينئذ مصراع ثانى تأكيد مصراع اوّل مىشود ، و اللّه تعالى أعلم .

--> ( 1 ) . « در تنگناى صورت معنى چگونه گنجد * در بنگه گدايان سلطان چه كار دارد ؟ صورت‌پرست غافل معنى چه داند آخر * گو با جمال جانان پنهان چه كار دارد ؟ » .